در روزهایی که فضای عمومی کشور آکنده از حساسیت، التهاب و نگرانی است، هر سخن و هر تصمیمی درباره حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، دیگر صرفاً یک موضوع ورزشی نیست؛ بلکه به مسئلهای درهمتنیده با شأن ملی، امنیت، دیپلماسی، افکار عمومی و اعتماد اجتماعی بدل شده است.
اصل ماجرا روشن است: حضور در جام جهانی، حق ورزشی تیم ملی ایران است؛ حقی که با تلاش بازیکنان، کادر فنی و مجموعه فنی فوتبال کشور به دست آمده و از حیث حرفهای، نمیتوان آن را نادیده گرفت.
اما در کنار اصل حضور تیم ملی، مسئله دیگری نیز مطرح است که شاید از حیث افکار عمومی و عدالت رسانهای کمتر از اصل اعزام اهمیت نداشته باشد: نحوه انتخاب و اعزام اصحاب رسانه و خبرنگاران ورزشی برای پوشش این رویداد است.
انتقاد جدی در این بخش متوجه رویکرد غیرشفاف، سلیقهای و شائبهبرانگیز بخش روابط عمومی فدراسیون فوتبال و شخص امیر مهدی علوی به عنوان مدیر روابط عمومی همراه محسن معتمد کیا است.
در این بین باید پرسید آیا فردی بنام معتمد کیا که مشخص نیست سمت و جایگاه اصلی اش در بدنه ورزش و فوتبال چیست و کجاست، باید تصمیم گیرنده در این خصوص باشد؟
لذا اگر گزارشها و پیگیریها درباره نبود هماهنگی لازم با نهادهای ذیصلاح و امنیتی درست باشد، آنگاه موضوع از یک بینظمی اداری فراتر میرود و به مسئلهای قابل تأمل در حوزه مسئولیتپذیری و رعایت تشریفات قانونی بدل میشود.
روابط عمومی فدراسیون فوتبال نمیتواند در مسئلهای به این درجه از حساسیت، با منطق محفلی، رابطهمحور و باندی عمل کند. چرا که اعزام خبرنگاران برای پوشش جام جهانی، نه سفر تفریحی است و نه امتیازی برای تقسیم در میان حلقههای نزدیک و همسوی رسانهای.
به همین جهت باید در این بین این نکته را یادآوری کرد که خبرنگاران ورزشی، سالها در دشوارترین شرایط کنار فوتبال کشور بودهاند؛ از پوشش مسابقات و بحرانها گرفته تا انتقال صدای مردم و بازتاب مواضع رسمی.
لذا بیاعتنایی به شایستگی حرفهای و جایگزین کردن روابط شخصی به جای معیارهای روشن، نه تنها ظلم به بدنه رسانه است، بلکه چهرهای نگرانکننده از مدیریت در فدراسیون ارائه میدهد.
مسئله فقط این نیست که چه کسانی اعزام میشوند؛ مسئله مهمتر آن است که این انتخاب بر اساس چه ضوابطی انجام میشود. آیا سازوکار مشخص، مکتوب و قابل دفاعی برای گزینش رسانهها و خبرنگاران وجود دارد؟
آیا فهرست افراد اعزامی بر اساس شاخصهای حرفهای، سابقه، تخصص، میزان اثرگذاری و رعایت ملاحظات قانونی تدوین میشود؟ آیا واقعاً هماهنگی لازم با مراجع ذیربط و امنیتی و حاکمیتی صورت گرفته یا این عنوان صرفاً بهمثابه سپری برای توجیه تصمیمات از پیش گرفتهشده مورد استفاده قرار میگیرد؟
از سوی دیگر، تناقض میان گفتار و رفتار نیز یکی از نقاط جدی انتقاد است. نمیتوان در رسانهها از همبستگی ملی، روحیه انقلابی، احترام به نهادهای رسمی و لزوم تبعیت از مصالح کشور سخن گفت، اما در عرصه عمل، فرآیندهای تصمیمگیری را با ملاحظات شخصی، دوستیهای محفلی و بیتوجهی به روالهای رسمی پیش برد.
اگر فدراسیون فوتبال واقعاً خود را متعهد به چارچوبهای کلان کشور میداند، این تعهد باید پیش از هر چیز در رفتار اجراییاش آشکار شود، نه صرفاً در شعارها و مصاحبهها.
امروز مسئله اصلی این نیست که آیا تیم ملی باید در جام جهانی حاضر شود یا نه؛ مسئله این است که فدراسیون فوتبال تا چه اندازه میفهمد که در چه زمانهای ایستاده و با چه سطحی از مسئولیت مواجه است.
بروزترین اخبار ورزش در ورزش البرز